|
چکيده مقاله :
انديشة شهر آرماني، آرمانشهر ،مدينةفاضله،اتوپيا، ناکجاآباد وعصرزرين، وپندار پيدايش بهشت اين جهاني، همواره در انديشه آدمي بوده است. درتمامي جوامع،به غايت انديشه هايشان،تفکرخلق مکاني ايده آل درپرتو ايدئولوژي افکارسياسي مدني جامعه هايشان، موجود بوده است .
دراين ميان، تمدن اسلامي به دليل ويژگيهاي خاص و منحصر به فرد خود،صفات و ويژگيهاي خاص خود را براي پيدايي و پيداش آرمانشهر اسلامي خواهان است .فلاسفه و انديشمندان بسياري درعصر اسلامي ونان :فارابي،بوعلي سينا،خواجه نصيرالدين طوسي و نيز شعرائي چون نظامي و جامي و... به بررسي ابعاد وجودي و ويژگيهاي مدينة فاضله و آرمانشهر اسلامي پرداخته اند. آنچه مسلم است،« آرمانشهر اسلامي » داراي صفات و ويژگيهاي منحصر به فرد خويش است.ويژگيهائي چونان:شهرعدالت، شهر برپائي قسط وعدل، شهر طهارت وپاکي، شهرأمن، شهر اصلاح، شهر تذکر، شهر شکر، شهر وحدت، شهر حفيّّ، شهر شأن واقعي انسان در مقام خليفةالهي،و... از جمله صفات و ويژگيهاي خاص آرمانشهر اسلامي است...
در غايت تفکر اسلامي و در سيماي نواده اي پاک از رسول اکرم(ص)،ترسيم چهرة جهاني آرمانشهر اسلامي نقش گرفته است که به دست تواناي مهدي فاطمه بقيةالله مهدي موعود(عج) صورت تحقق به خود خواهد گرفت.در تفکر اسلامي،عينيت آرمانشهر اسلامي در عصر ظهور و حضور انسان کامل حضرت بقيةالله(عج) به وقوع خواهد پيوست. در اصل مقاله و آنچه خواهد آمد؛به بررسي مختصر صفات و ويژگيهاي آرمانشهراسلامي با بهره گيري از قران کريم ومتون اسلامي پرداخته ودر نهايت سيمائي کلي از عينيت آرمانشهر اسلامي در عصر ظهور و حضور انسان کامل حضرت مهدي موعود(عج) در چهار محور کلي:جهانشمول بودن وحکومت جهاني آرمانشهر اسلامي مهدي موعود(عج)،بهره گيري از تمامي قابليتها وقدرتها ونيروهاي مادي در آرمانشهر اسلامي مهدي موعود(عج)،تکامل شگرف علوم در آرمانشهر اسلامي مهدي موعود(عج)،اتصال آرمانشهر اسلامي مهدي موعود(عج) به عالم هاي بالا و عالم شهود و غيب؛ ارائه خواهد گرديد.
· مقدمه:
آرمانشهر مکاني که متضمن سعادت و خوشبختي، کامل زندگي مردم باشد؛ همواره در آرمانهاي آدمي نقش بسته است.آرزوي تحقّّق ايجاد جامعه اي ايده آل در تلفيق مفاهيم معنوي و مادّي، صورتهاي بياني مختلفي در قالب تفکرها و تمدّنهاي برخواسته از متن آن جامعه ها به خود گرفته است.
آرمانشهر گاه در صورت اساطير و عصر زرّين[1] و حماسه هاي بشري[2] جلوه گر گشته است و گاه در محک بازگوئي آرمانهاي نظامهاي حاکم.[3].
از افلاطون يوناني در کتاب جمهوري[4](347-427پ م) تا عصر اوج درخشش تمدن اسلامي با «انديشه هاي اهل مدينة فاضلة» فارابي ايراني[5] و «يوتوپيا» تامس مور فيلسوف قرون پانزده و شانزده انگلستان[6](1516م) و فرانسيس بيکن و... همگي کوشيده اند به توصيف آرماني شهري ايده آل يا همان آرمانشهر مطلوبشان بپردازند.
تحقق عدالت، دستيابي به حقيقت، طرح جامعة آرماني، مفاهيم خير و شر، برابري و برادري، مفاهيم عقلاني، شيوه هاي رستگاري آدميان، مشخصات حکمران و حاکم آرمانشهر، تحقق بهشت اين جهاني، و... همگي در انديشه هاي آرمان ورزانة انديشمندان آرمانشهر ذکر گرديده است.
تصويري که از شهر آرماني در سيماي توصيفي نامبردگان ارائه گشته است؛ برحسب مواضع سياسي و مذهبي و ايدئولوژيکي و فرهنگي عصر خود بوده است.گاه آرمانشهر در اساطير گذشته جستجو شده است(عصر زرّين)؛ و گاه به صورت بازآفريني اي تکنولوژيکي و ايدئولوژيکي در آينده درآمده است.[7] گاه در افسانه ها و اساطير و افتخارات ملّي گذشته جستجو گرديده است[8] و گاه در يادآوري انتظار فرج، در دستيابي به آينده اي موعود براي ضعفاء و محرومان زمين، ترسيم گشته است.[9] •ورود به مساله باري، تمدن اسلامي به دليل دارا بودن ويژگيهاي خاص و منحصر به فرد خود، سيما و چهره اي خاصّ خود را از آرمانشهر مطلوب خود ترسيم مي نمايد.[10] اين آرمانشهر داراي صفات و ويژگيهاي منحصر به فردي در انديشة اسلامي است.بهره گيري از منابع و مراجع مربوط به اصول و ارزشهاي اسلامي و علي ا لخصوص قرآن کريم (هيچ تر و خشکي نيست مگر اينکه در قرآن کريم ذکر گرديده است)[11] و نيز سنت و سيرة رسول اکرم(به عنوان اسوة حسنة امّت اسلامي) و روايات رسيده از معصومان، مي تواند ما را به صفات و ويژگيهاي منحصر به فرد آرمانشهر اسلامي رهنمون باشد.
و نيز آرمان مهدويّت و انتظار با گرايش به مفهوم اميد به آيندة درخشان تاريخ در پرتو ظهور و حضور مهدي موعود(عج) در آخر الزّمان و تحقق ابعاد کامل آرمانشهر اسلامي و غايت کمال جوئي آدمي در تحقق ابعاد کاملة «خليفةالله في ارضه» در حکومت مهدي موعود(عج)، نمونه اي از تحقق عيني آرمانشهر اسلامي است که در قرآن کريم به آن وعده داده شده است[12]. (و نريد ان نمّن علي ا لّذين استضعفو في الارض، و نجعلهم ائمة، و نجعلهم ا لوارثين.)[13] ضمن بر شمردن مهمترين صفات و و ويژگيهاي آرمانشهر اسلامي، در نهايت به بررسي مختصر برخي صفات و ويژگيهاي خاصّ حکومت حضرت مهدي(عج) در تحقق عيني آرمانشهر اسلامي ميپردازيم.
1) صفات و ويژگيهاي آرمانشهر اسلامي
1-1) شهرعدالت:
برقراري عدالت عدل و قسط از مهمترين ويژگيهاي آرمانشهر اسلامي است.تعادل و اعتدال نيز از مفاهيم عدالت در آرمانشهر اسلامي است.(خير ا لامور اوسطها) در آرمانشهر اسلامي که تحقق مکان زيستي مناسب درز بازآفريني اعمالي خدائي است؛ در پيروي از کلام پروردگار[14] به برقراري عيني عدالت و نيز قرار دادن مناسب هر چيز در جاي خود(معناي حقيقي عدل)[15] و خلق مناسب فضاها با اندازه هاي مناسب اقدام مي نمايد.
1-2) شهر طهارت وپاکي:
تاکيد بر طهارت معنائي و محتوائي در ظاهر و باطن جزو ويژگيهاي آرمانشهر اسلامي است.همانطور که پيکره هاي شهرهاي مسلمين، با مجاورت مسجد(محل معنا)، مدرسه(محل آموزش) و بازار(محل مادّه و کالا)، در هم آميخته اند؛ در آرمانشهر مطلوب اسلامي، تکيه بر «طيّب» شهر پاکي و بهزيستي معنائي و محتوائي، ظاهري و باطني تاکيد شده است.[16] اين پاکي ميتواند هم شهر سالم زيستي و سکونتي مادّي باشد. و هم پاکي روحاني و معنوي آرمانشهر را به همراه داشته باشد. و نشان از «مبرّي بودن بيماري، ناهنجاري و تهديد باشد،» [17] 1
-3) شهر ذکر و تذکّر[18]:
از آنجا که از اهداف باري تعالي در آفرينش انسان، ذکر و تسبيح خالق متعال است؛(ما خلقت ا لجن و ا لانس ا لّلا ليعبدون)[19] از اهداف آرمانشهر اسلامي، دادن تذکّر مداوم به آدمي و يادآوري ذکر در همه ابعاد فضائي شهر است.هم تسلّط کالبدي عناصر معنوي بر سيماي شهري و هم همجواري عناصر معنائي و محتوائي در تمامي اجزاي شهر،مي تواند به پيدايش و احياي شهر ذکر بيانجامد.نمونه هاي خردتر فعلي، قرارگيري تکايا در معابر و راسته هاي شهري و نيز تسلّط کالبدي مسجد به عنوان عنصري اسلامي در شهرهاست.تلفيق تجسّم عناصر طبيعي نظير آب و فضاي سبز و پوشش گياهي در فضاهاي زيستي و عناصر نمادين، امکان «ذکر» را مهيا مي نمايد.
1-4) شهر اصلاح:
تذکر خداوند بر عمل صالحان در کنار ايمان[20] و اصلاح زمين، از موضوعاتي است که در کتاب خدا تکرار گشته است.آرمانشهر اسلامي که در پي تحقق مدينة فاضلة خداگونة زميني است؛ در اصلاح زمين و پاسداشت ميراث مشترک تمدّنها مي کوشد.و به ترميم ارتباط گسستة انسان و طبيعت برمي آيد.درآرمانشهر اسلامي، اصلاح و عدم فساد از صفات و ويژگيهاي خاصّ بستر شهري است.[21]
1-5) شهر شکر:
مرحوم علّامه طباطبائي در معناي شکر مي فرمايد:«شکر عبارتست از بکار بستن هر نعمتي در جاي خودش،به طوري که نعمت، ولّي نعمت را بهتر وانمود کند.» [22] و لذا آرمانشهر اسلامي شهر شکر و بهره گيري مناسب از محيط زيست، زيست بوم، استعدادها، پتانسيّلها و قابليّتهاي مادّي و معنوي است.پرهيز از کفران نعمت، اسراف و تبذير از جلوه هاي آرمانشهر اسلامي است.
1-6) شهر وحدت:
وحدت فرد با جامعه، وحدت جامعه با محيط، وحدت اجزا در کلّ، وحدت در نگرش، وحدت در کالبد و سيماي شهري، وحدت در پراکندگي يکسان و متناسب اجزاي شهري(در عين توجّه به مفهوم عدالت)، وحدت مردم شهر با مسئولان و بالعکس،وحدت تفکر در رسيدن به خشنودي خالق يکتا، وحدت نظر و عمل؛ همگي نشانه هائي دالّ بر وحدت در آرمانشهر اسلامي است. آرمانشهر اسلامي وحدت خالق را با وحدت اجزاي خود به نمايش مي نهد. آرمانشهر اسلامي،انعکاسي از يگانگي و توحيد خالق جهان را در خود نمود مي دهد[23]
1-7) شهر حفيّّ:
« حفيّّ به معناي زندگي وحيات، ضد مرگ و نابودي، داراي روح، رشد و شکوفائي و باروري است.»[24] در آرمانشهر اسلامي، همه چيز زنده است و در پي شکوفائي و بالندگي در رسيدن به هدفي واحد (قرب الهي) اين زنده بودن هم حکايت از سرزندگي معنائي و روحي و رواني ساکنان آن است و هم نشان از کاربرد گزارة تکنولوژيکي در تمامي اجزاي شهري همگون با طبيعت و محيط زيست شهري دارد. آرمانشهر اسلامي، شهر زندگي است.
1-8) شهر امن:
آرمانشهر اسلامي، شهر امنيّت و صلح و اطمينان خاطر است.« ايمان و مومن نيز از ريشة امن اند»[25] وجود ايمان و افراد مومن درشهرآرماني اسلامي، حکايت از امن بودن شهر دارد و بالعکس. آرمانشهر اسلامي امنيت را در نظر و عمل براي شهروندان فراهم مي آورد.امنيت رشد و تعالي در آرمانشهر اسلامي موجود است. آرمانشهر اسلامي شهر امنيت و صلح است.اطمينان خاطر جسم و روح شهروندان در عينيت و ذهنيت هاي شهري جاري است.
1-9) شهر شأن واقعي انسان در مقام خليفةالهي:
برخي آيات قرآن کريم به نحوي به مقام انسان در جهان هستي اشاره دارند.[26] انسان به مناسبت مقام خليفةالهي خود، مکان زيستي اي متناسب با مقام خود را ميطلبد؛ آرمانشهر اسلامي در پاسخ به اين نياز شهري متناسب با شأن حقيقي آدمي است.در آرمانشهر اسلامي،اين آدمي است که بر محيط مصنوع تسلّط دارد و نه محيط مصنوع بر آدمي.در آرمانشهر اسلامي تاکيد بر تمامي ابعاد وجودي آدمي است و نه انحصاراً بر بعد مادّي وي.فضاهاي آرمانشهر اسلامي در تناسب با شأن واقعي انسان، با پرداختن به ابعاد انساني، محيط زيست، و القاي احساس قرب است نه غربت. آرمانشهر اسلامي در تلاش بر تداعي مفاهيم و معاني اي است که بر ارتقاء معنوي و مادي آدمي بيافزايد.
آنچه ذکر گرديد صرفاً برخي صفات و و ويژگيهاي آرمانشهر اسلامي است و نه تمامي ابعاد وجودي متحققة ويژگيهاي آرمانشهر اسلامي. در انديشة رويکرد به آرمانشهر، اسلام به طور عام و تشيّّع به طور خاصّ داراي جهت گيري اي است که نشان از رويکرد آينده نگرانة و امکان تحقق تاريخي پيدايش آرمانشهر اسلامي در ظهور و حضور انسان کامل، امام دوازدهم شيعيان مهدي موعود بقية الله(عج) را داراست.[27] اين انديشة تحقق ظهور و حصول به شهر آرماني آرمانشهر، داراي صفات و ويژگيهاي منحصر به خود مي باشد که پس از ظهور آقا امام زمان (عج) صورت عيني به خود خواهد پذيرفت
|